نماز جماعت با کفش
قبل از انقلاب هر دو برادرم(سیدحسن و سیدخلیل) در تظاهرات شرکت می کردند. روزی ساواک آنها را تعقیب کرد. آنها دوان دوان به مسجد پامنار سبزوار پناه بردند. مردم در آنجا مشغول خواندن نماز جماعت بودند. برادرانم با کفش به نماز می ایستند. مامورین ساواک به داخل مسجد می آیند. به جمعیت نگاه می کنند بدون اینکه برادران مرا تشخیص بدهند، باز می گردند. و بدین ترتیب آن دو از دست ساواک فرار می کنند.
