مهربان مثل برادرم
ی ادم می آید هر زمان که برا درم علیرضا برای مرخصی از جبهه می آمد حال خوبی را به خانه مان می آورد. همیشه مهربان بود و در هر شرایطی ما را خوشحال می کرد. و تا آخرین لحظه ای که می خواست به جبهه برگرددبا خنده و شوخ طبعی خاطرات زیبایی از خود به جا می گذاشت. با او فضای خانه مان رنگ و بوی دیگری داشت. کاش هیچ گاه آن لحظات تمام نمی شد. علیرضا برای دفاع از وطن و ناموس خود به جبهه می رفت و عاشق شهادت بود. و در آخر نیز به عشق خود رسید.
