فرازی از وصیت نامه شهید علی درستکاه(درستکارمقدم) : آن قدر به جبهه می رویم و می جنگیم تا شهید شویم.
پس از شهادت پسرم اصغر، شبی خواب دیدم پکه او با عروسی در باغی زیبا قدم می زنند . آن دو آرام به سوی من آمدند. عروس زیبا پس از احوال پرسی به من گفت: مادرجان! ناراحت نباش پسرت ناکام نشد.