فرازی از وصیت نامه شهید اسماعیل عدل مظفر : خداوندا! آنقدر کوچک و ناچیز و گنهکارم که نمی توانم و قدرت آن را ندارم که گناهانم را بیان کنم.
بعد از آزادی خرمشهر که به مرخصی آمده بود هنگام درو کردن گندم ها ناگهان گفت من که از این گندم ها چیزی نمی خورم پس این همه عجله برای چیست؟