فرازی از وصیت نامه شهید امیر برزنونی : دیگر چشم به راهم نباشید و این بار می روم و باز نمی گردم.
آخرین بار که پدرم را دیدم صبح روزی بود که می خواست عازم جبهه شود. ما صبحانه می خوردیم. من از او خواستم که با ما صبحانه بخورد. اما او گفت: اگر صبحانه بخورم شاید به ماشین نرسم و بدون خوردن صبحانه رفت.