سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

سلاح مبارزه

یک شب احمد به من گفت: مادر جان! می خواهم به جبهه بروم. امشب اگر تو خواب ببینی می روم وگرنه نمی روم. شب خواب دیدم که در کنار رودخانه ای در حال وضو گرفتن است. چیزی در دستش می باشد و تا آن چیز را می گذارد روشن می شود و تا بر می دارد خاموش می شود. از او پرسیدم این چیست؟ جواب داد: این برای مبارزه با دشمن است. صبح از خواب بیدار شدم خواب را برایش تعریف کردم و او عازم جبهه شد.