سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

سرباز فراری

ت ازه سرباز شده بود و هنوز یک هفته از سربازی اش نمی گذشت که به خانه برگشت . با تعجب پرسیدم چرا برگشتی ؟ گفت فرارکردم . هنوز حرف هایمان تمام نشده بود که صدای در آمد . ضربه ها آن قدر وحشیانه بود که به راحتی میتوانستی تشخیص دهی چه کسی پشت در است . در را باز کردم حدسم درست بود. ماموران شاه برای دستگیری حسن آمده بودند. خیلی تلاش کرد که از چنگشان فرار کند اما نتوانست. با زور و کتک اورا دوباره به سربازی برگرداندند. حسابی نگران و دلواپسش بودم . شنیده بودم سربازهای فراری را حسابی گوشمالی میدهند. ده روز از این ماجرا گذشت که دوباره از سربازی فرار کرد و به خانه برگشت. گفتم بچه جان چرا درست و حسابی خدمت نمی کنی؟ دنبال دردسر می گردی؟ گفت مادر جان ما را آموزش می دهند تا پس از مدتی به اردن اعزام کنند . اگر به اردن بروم مجبور می شوم مسلمانان را بکشم.