رهایی
یک شب خواب دیدم در حرم مطهر امام رضا (ع) هستم. صحن و حرم بسیار خلوت بود و من دو کبوتر را در دستانم گرفته بودم. خادم امام رضا (ع) به من گفت: چرا کبوتران را در دستانت گرفته ای؟ من آنها را آزاد کردم و دیدم این دو کبوتر به همراهی امام رضا (ع) به داخل ضریح رفتند. از خواب بیدار شدم و دانستم که فرزند دیگرم نیز به شهادت می رسد.
