سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

درد گلو

یکی از روزها بعد از شهادت علی اصغر، در حال گریه و مناجات به خواب رفتم. در خواب دیدم که با پسر و برادرم کنار مزار ایشان ایستاده ام و گویی پیکر ایشان را به سبزوار منتقل می کنند. در حالی که پیکرشان را روی زمین گذاشته شده بود، احساس کردم چشمهایش باز شده و فریاد کشیدم علی اصغر زنده است. ابتدا یک نگاه با لبخند به فرزندمان حامد کرد و بعد به من گفت: چرا این قدر ناراحتی و گریه می کنی؟ بعد دستی به گلویم کشید و گفت: در خصوص بیماریت ناراحت نباش. از خواب بیدار شدم بسیار خوشحال بودم. روز بعد که برای آزمایش به دکتر مراجعه نمودم بعد از دیدن برگه آزمایش پزشک گفت: مریضی شما بر طرف شده است .