خواب شهادت
روزی خواب دیدم پسرم ابراهیم با همان لباس های نظامی رو به رویم ایستاده است . محو تماشایش بودم که به سمت من آمد مرا در آغوش گرفت و بوسید . ای کاش آن لحظه تمام نمی شد. انگار تمام دنیا در آغوش من بود . روز بعد خبر شهادت پسرم ابراهیم را برایم آوردند.
