سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

جبهه رفتن با دوستان

مدتي بود كه رضا مي گفت: مي خواهم با دوستانم به جبهه بروم، به او گفتم: پسرم نرو. مدتي گذشت. فراموش نمي كنم بنايي داشتيم، رضا به خانه آمد و گفت: با دوستانم مي روم. خداحافظي كرد و به او گفتم: زود بيا. بعد از مدتي ساكش را به خانه دوستش برد و همسايه خبر داد كه رضا با دوستانش به جبهه رفته و ديگر برنگشت.