تو بهشتی هستی
وقتی که ابوالقاسم به جبهه رفته بود، تقریباً 19یا 21روز فاصله بود که من خواب دیدم که ابوالقاسم نزد من آمده و مقابلم زانو زده است و از من رضایت می خواهد. وقتی به صورتش نگاه کردم مثل ماه شده بود به قدری زیبا و نورانی بود که به او گفتم: قاسم جان! تو شهید می شوی و بهشتی هستی. در همین حال از خواب بیدار شدم. بعد از 11روز خبر شهادت ابوالقاسم را برایم آوردند.
