تاکتیک رفع تشنگی
یک بار رزمندگان در جایی قرار گرفتند که غذا و آب نداشتند و تنها با کمی برنج خود را سیر می کردند. یک روز که غذا می خوردند، بسیار تشنه شدند. مهدی که فرمانده بود، قوطی های کنسرو خالی را برد و گذاشت زیر آسمان. بچه ها از او پرسیدند: این کار برای چیست؟ مهدی گفت : باران که آمد، قوطی ها پر آب شود و شما از تشنگی نجات یابید. همه زدند زیر خنده که مهدی را ببین، منتظره از آسمان داغ، باران بیاید و ما را از تشنگی نجات دهد. همان شب باران بارید و قوطی ها پر آب شد و رزمنده ها سیراب شدند.
