فرازی از وصیت نامه شهید محمدرضا داورزنی (احسانی راد) : پدر و مادر عزیزم! خواهش دارم که برای من دعا کنید و از خداوند بخواهید که شهادتم را قبول نماید تا انشاءا... من هم بتوانم…
یک شب در سنگر بودم. صدای زمزمه ای به گوشم رسید. فکر کردم دشمن است، بلند شدم و از تپه بالا رفتم. دیدم حسن است و دارد نماز شب می خواند و با خدا راز و نیاز می کند و از خدا می خواست که شهادت را نصیبش گرداند.