سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

آب شفابخش

مریض بودم و مرا در بیمارستان بستری کردند. لبهایم از تشنگی خشک شده بود. جگرم می سوخت ولی دکتر خوردن آب را برایم مضر می دانست. چشم بر هم گذاشتم. غلام علی را دیدم لیوان آبی به دستم داد و گفت: مادرجان! تو آب می خواستی، خودم برایت آب آوردم. آب را خوردم و آرام شدم. وقتی دکتر مرا معاینه کرد. با کمال تعجب گفت: حالت خوب شده؟ من گفتم: پسرم غلام علی مرا شفا داد.