عشق به جبهه
سال 1364 كه محمدرضا در جبهه زخمي شده بود، او را به بيمارستان امام رضا(ع) مشهد انتقال دادند. سپس عده اي از جهاد پيش ما آمده و خبر مجروحش را به ما دادند و ما هم به ديدنش رفتيم. تيري به به گردنش اصابت كرده بود و دكترهاي مشهدی مي گفتند: خيلي شانس آورده چون گلوله از نزديكي نخاعش رد شده ولي به آن نخورده است. محمدرضا دائماً در صحبت هايش مي گفت: اميدوارم هر چه زودتر خوب شوم و دوباره به جبهه بر گردم. پس از تمام شدن دوره بستري او در مشهد، يك ماه براي استراحت به سبزوار آمد و پس از اينكه بهبودی پيدا كرد دوباره راهي جبهه شد.
