آخرین وداع
در پادگان ظفر واقع در اسلام آباد غرب بودیم که رضا با چند نفر دیگر سوار ماشین می شوند تا برای انجام ماموریتی به خط مقدم بروند. او را صدا زدم تا با او خداحافظی کنم. پایین آمد و بعد از خداحافظی گفت: من دیگر از این ماموریت بی نمی گردم و به اتفاق این نفرات همگی به شهادت می رسیم. حتی نحوه شهادتش را هم به من گفت که در حال بالا رفتن از تپه ای همگی شهید می شویم و درست همان طور که خودش گفته بود، شد.
