سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

عجله برای رفتن

آخرین بار که پدرم را دیدم صبح روزی بود که می خواست عازم جبهه شود. ما صبحانه می خوردیم. من از او خواستم که با ما صبحانه بخورد. اما او گفت: اگر صبحانه بخورم شاید به ماشین نرسم و بدون خوردن صبحانه رفت.