کمک و یاری
یادم می آید قبل از شهادت جعفر، یک آقایی بود که کسی را نداشت و در مسجد زندگی می کرد و هیچ چیز نداشت. به همین دلیل جعفر با یکی از دوستانش هر شب برای او غذا می بردند. یک شب جعفر می برد و یک شب دوستش و حتی پتو، چراغ و یک سری وسایل دیگر تهیه کرده و برای او برده بود.
