فرازی از وصیت نامه شهید محمدابراهیم چروی : با قلم استخوانم و جوهر خونم می نگارم: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی
خواب دیدم در مکانی تاریک هستم و از ترس فریاد می کشم، که ناگهان پسرم مهدی در باغی سرسبز و با چراغی در دست مرا صدا زد و گفت: مادر جان! بیا اینجا و او مرا از آن تاریکی نجات داد.