محبت
ابراهیم به شهادت رسیده بود. اطرافیان به ما اطلاع دادند، خانمی با دیدن عکس ابراهیم، سخت بر سر خود می زند و می گوید: کاش کور می شدم و این جوان را نمی دیدم. از او پرسیدم چرا این قدر بی قراری می کنی؟ او گفت: شهید برای تعمیر لوله آب به منزل من آمد، وقتی فهمید که من تنها هستم و پسرم به سربازی رفته است، نه تنها دستمزدی از من نگرفت، بلکه به من محبت کرد و کارهای عقب مانده مرا انجام داد و به زندگی من سر و سامانی بخشید.
