ماشین مشتی مندلی، نه بوق دره نه صندلی
در جاده ای که علی اصغر به طرف منطقه حرکت می کردند سوار ماشین جیپ بودند. ماشین خیلی درب و داغون بود و از هر طرف گلوله و خمپاره و توپ به جاده اصابت می کرده و ماشین را به چپ و راست حرکت می داد. در همین حین او می گفت: “ماشین مشتی مندلی نه بوق دره نه صندلی”و به نیروهای بسیجی قوت قلب می داد. او به عنوان فرمانده گردان در تقویت روحیه دیگر همرزمان و سازماندهی نیروها بسیار تاثیر گذار بودند.
