قالیچه دیدار
بعد از شهادت سیدعلی، من خیلی گریه می کردم. یک شب خواب دیدم که قالیچه ای پیش پای من انداختد و گفتند: اگر می خواهی همراه بچه هایت به کربلا بروی روی قالیچه بنشین. گفتم: مگر من حضرت سلیمانم. با اصرار آنها روی قالیچه نشستم. شهید گفت: اگر می خواهی گریه کنی، برای امام حسین (ع) وحضرت علی اکبر (ع) گریه کن.
