سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

سرزنش

یک شب اقوام و بستگان خیلی مرا سرزنش می کردند که پسرت را چرا به جبهه فرستادی. رفتم مزار شهدا و گفتم: ای رضا جان! شهادت تو خیلی برایم سخت است. شب خواب دیدم که یک تپه است و من در بالای آن ایستاده ام. مردم زیادی در حال رفت و آمد بودند.گفتند: یک مهندس می خواهد آنجا بیاید. از تپه پایین آمدم و به طرف در باغی رفتم، رضا را با چهره نورانی آنجا دیدم.