فرازی از وصیت نامه شهید یدالله بینقی : سعی کنید با همدیگر خوب و خوش و مهربان باشید و احترام به پدر و مادرتان یادتان نرود.
سه روز به شهادت حسن مانده بود. خواب دیدم که در حال درو کردن گندم هستیم. ناگهان حسن آمد و شروع به کمک ما کرد. صبح که از خواب برخاستم فریاد می زدم تا اینکه همسایه ها آمدند. به آنها گفتم: پسرم از جبهه آمده است.