سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

بوی گلاب

چند روز قبل از اینکه محمدرضا برای اولین بار به جبهه برود، به من گفت: مادر جان! من دیشب خواب دیدم سیدی بزرگوار لیوان شربتی مثل شیر را به من داد. نصف آن را خوردم و بقیه را از من گرفت. امروز هرجا را نگاه می کنم، گل و گیاه می بینم. حالا بیا دهانم را بو بکش! دهانش را بوئیدم، بوی گلاب می داد. گفتم: چه چیزی خورده ای. گفت: از همان شربت دیشب است. همان جا فهمیدم محمدرضا شهید می شود .