سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

اولین اعزام

اولین اعزام غلام علی بود. قرار بود که با هم به جبهه برویم. با توجه به اینکه بنده قبلاً چند ماموریت رفته بودم و به اوضاع آشنایی کامل داشتم اما غلام علی برای اولین بار که می خواست به جبهه اعزام گردد. پس از اینکه او به همراه چند نفر دیگر از برادران بسیجی آموزش امدادگری را گذراند، برای عملیات رمضان عازم جبهه شدیم. در بین راه شوخی زیادی می کردند و ما به ایشان می گفتیم: برادر باغانی چون خیز خمپاره یاد ندارید بلافاصله شهید شوید و می توانید از همین الان وصیت نامه خود را بنویسید. ایشان می خندید و می گفت : من از همه شما ورزیده تر هستم و می خواهم چندین نوبت در عملیات شرکت کنم و به کربلا بروم. هنگام رسیدن به منطقه جنگی، اهواز بسیار گرم بود. حدود تیر یا مرداد ماه بود که ما را به تیپ جواد الائمه (ع) مامور نمودند و تیپ جواد الائمه (ع) هم برای عملیات با تیپ 2 قوچان ادغام شدند. در منطقه قرار شد که در محل استقرار سنگرهای گروهی و اورژانس را بوسیله کیسه خالی و تراورز احداث نمائیم. غلامعلی گفت: من به همراه یک نفر همه کیسه های را پر از خاک می نماییم و بقیه افراد که حدود 10 نفرند آنها را روی هم بچینند و یا اینکه بر عکس. پس از قرار گذاشتن بیل بدست گرفت و با علی، علی گفتن شروع به پر کردن کیسه های خاک نمود. بنده به عنوان بنا دستورکار می دادم. پس از گذشت یک ساعت متوجه شدیم که تمام کیسه ها را پر از خاک نموده و سر آنها را بسته و می گوید: کیسه بیاوردید در حالی که بقیه بریده بودند او همچنان می خندید و می گفت: حاجی نیروهایت را نگاه کن. با چفیه عرق هایش را خشک می کرد و مرتب علی … علی می گفت.