سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

امداد غیبی امام زمان (عج)

پس از اتمام یکی از عملیات ها تعدادی از شهداء و مجروحین به پشت خط منتقل شده بودند و من نیز به عنوان یک امدادگر تا بازگشت آمبولانس مشغول جستجوی بقیه شهداء و مجروحین شدم. از خاکریز بالا رفتم که ناگهان متوجه چندین تن از شهداء و مجروحین شدم. اما کمی آن طرف تر تعداد زیادی عراقی را دیدم که دور هم حلقه زده و هلهله کنان نزدیک می شوند. بلافاصله پایین آمده و با خود گفتم: این همه عراقی در اینجا چه می کنند؟ تنها بودم و نمی دانستم که چه باید بکنم. هر چه به اطراف می نگریستیم نه کسی را می دیدم و نه از آمبولانس خبری بود. در این حین رو به آسمان کرده و گفتم: خدایا ! کمکم کن. نمی دانم که از کدام راه بروم و کمک بیاورم. امام زمان (عج) ! کمکم کن. ناگهان متوجه سنگری در چند متری خود شدم که پیرمردی در کنارش ایستاده با خود گفتم: چرا تا به حال متوجه نشده بودم؟ به طرف سنگر رفته و سلام گفتم . او نیز با خوش رویی جواب داد و گفت: چرا ناراحتی، پسرم؟ چیزی شده؟ گفتم: هنوز آمبولانس نیامده و عده ای از شهداء و مجروحین روی زمین افتاده اند و از طرفی تعداد زیادی عراقی پشت خاکریز در حال پیشروی هستند. تنها هستم و نمی دانم چکار کنم؟ پیرمرد گفت: چند قدمی از این راه را بروی به ایرانیها می رسی. آنها کمکت می کنند. گفتم: مطمئن هستی؟ گفت : بله، پسرم. با شتاب به راه افتادم. هنوز چند قدمی نرفته بودم که خاکریز نمایان شد و چند تن از برادرانی که در حال نگهبانی بودند به طرفم آمدند. جریان را گفتم و به اتفاق آنها به منطقه برگشتیم. اما آنجا نه سنگری را دیدیم و نه پیرمردی را . هر چه جستجو کردیم چیزی نیافتیم. جریان را که برای بچه ها تعریف کردم گفتند: چه سعادتی! شاید ایشان امام زمان (عج) بوده است.