امانت در راه خدا
شب عملیات یا شب قبل از آن بود . رو به رجب علی کردم و گفتم: اگر برای مادرو پدرت پیغام یا سفارشی داری، بگو. گفت: به پدرم و مادرم سلام برسان و بگو این امانت را در راه خدا بدهید ! و ادامه داد : من آن قدر علاقمند هستم، که اگر خدا مرا بپذیرد، با تمام وجود به سوی او می روم و دلم نمی خواهد جنازه ام را برگردانند. به گونه ای وجود مرا بپذیرد که جزء پودر و خاکستر چیزی از من باقی نماند، تا مردم برای تشییع جنازه من به زحمت نیفتند!
