250 تومان بیت المال
یک روز که حجی رضا به مرخصی آمده بود، برای من تعریف کرد که من از فلانی به خاطر این که خیلی گرسنه بودم مقداری بیسکوئیت به نسیه خریدم و از شما می خواهم که پول آن را بدهید. من وقتی ساک او را باز کردم دیدم 250 تومان دارد. گفتم: شما که پول دارید چرا نداده اید؟ گفت: از این پول نمی شود، مال بیت المال است. گفتم: چطور؟ گفت: این پول را برای کرایه راه من هنگام مرخصی دادند. ولی من چون با پای خودم و اراده خودم به جبهه رفته ام، نمی توانم این پول را که برای بیت المال می باشد قبول کنم. همچنین در وصیت نامه اش قید کرده بود این 250 تومان را در مشهد به حساب بیت المال بدهم.
