شهید حمید بهمن آبادی
شناسه شهید : 402554
نـام پـــدر : محمدعلی
تاریـخ تولد : 1345/6/1
اصالت : داورزن - روستای بهمن آباد
سن : 21 سال
شغل : فراغت از تحصیل
مذهب : شیعه
تاهل : مجرد
تحصیلات : دیپلم
وضعیت در سازمان : بسیجی
مسئولیت : رزمنده
تاریخ شــهادت : 1366/1/3
مــحل شـهادت : ماووت عراق
محل تدفین : داورزن - روستای بهمن آباد - گلزار مطهر شهدا
شهید حمید بهمن آبادی فرزند محمد علی در سال 1345 در روستای بهمن آباد منطقه داورزن متولد شد. تحصیلات ابتدائی را در زادگاهش به پایان رساند و برای ادامه تحصیل در دوره راهنمایی به مزینان رفت و دوره تحصیلی متوسط را در سبزوار پشت سر نهاد و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. حمید در گروه تئاتر مدرسه فعالیت می کرد و چند نیم کوتاه از کارهای هنری او موجود است او خوشنویس هم بود و به کارهای هنری علاقه داشت. در اوقات فراغت در کارهای کشاورزی به پدر کمک می کرد و در تعطیلات تابستان برای کار به تهران می رفت.
او جوانی سخت کوش مومن و مودب بود . با افراد خانواده و دوستان و آشنایان با مهربانی و صمیمیت برخورد می کرد . صبور متواضع و خوش سخن و مورد علاقه و احترام همگان بود. نسبت به انجام فرائض دینی و مذهبی مقید بود. در انجام کارهای نیک و خیرخواهانه پیش قدم می شد . ساده زیست و بی آلایش بود. به خواندن قرآن و دعا و نماز اول وقت مقید بود . در مجالس مذهبی در ماههای مبارک رمضان و محرم شرکت می کرد و در مراسم تعذیه خوانی نوحه خوانی و مداحی غعالیت می نمود. برادر محترم شهید می گوید:( نماز جماعت مسجد روستا به تلاش و پیگیری ایشان پایه گذاری شد و جوانان را جذب نماز جماعت می کرد و برنامه مداوم نماز جماعت که او بانی آن شد هنوز در روستا برگزار می شد.) وی بعد از پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی دوشادوش امت اسلامی در تظاهرات و راهپیمائی ها شرکت می کرد و عضو فعال پایگاههای بسیج بود . در پایگاه بسیج بیشتر به کارهای فرهنگی از جمله نوشتن تابلوهای خوشنویسی و پلکاردهای مربوط به مناسبت های مختلف می پرداخت . هنوز تعدادی از این تابلو ها در مساجد روستا به یادگار از او باقی مانده است. به حضرت امام انقلاب و جنگ علاقه داشت . برادر محترم شهید می گوید :( هنگام تحصیل در دبیرستان آرزو داشت که به دانشگاه برود و ادامه تحصیل بدهد اما بعد از دیپلم روزی که تصمیم گرفت به جبهه برود از او پرسیدم که آرزویت چه می شود گفت: کربلا مکتب است و امام حسین (ع) استاد آن و حالا جبهه برای من بهترین دانشگاه است. ایشان اولین بار در سال 1360 به سوسنگرد رفت و در عملیات چزابه که منجر به آزادی بستان شد حضور داشت. برای بار دوم در سال 1361 به منطقه کامیاران اعزام گردید و در سال 1363 جذب نیروی هوایی شد اما بعد از مدتی به دلایلی استعفا داد و مجددا به جبهه رفت و در عملیات بدر شرکت کرد. برای آخرین بار در بهمن سال 1365 به جبهه اعزام شد و در منطقهه ماووت عراق در حالی که معاون گروهان از لشکر 5 نصر بود بر اثر اصابت ترکش به پاهایش به شدت مجروح شد و به فیض شهادت نائل آمد. مادر محترم شهید می گوید :( او از شهادتش اطلاع داشت چون آخرین مرتبه ای که می خواست به جبهه برود خیلی اصرار داشت که با همه اقوام و خویشان خداحافظی کرد.
برادر محترم شهید می گوید : چند ماه قبل از شهادت به اتفاق هم به زیارت امامزاده رفتیم که حمید به من گفت اگر شهید شدم مرا در این محل دفن کنید.
