شهید حسین بیدی
شناسه شهید : 402273
نـام پـــدر : محمدرضا
تاریـخ تولد : 1341/10/20
اصالت : جوین - روستای بید
سن : 20 سال
شغل : خیاط
مذهب : شیعه
تاهل : مجرد
تحصیلات : ابتدایی
وضعیت در سازمان : سرباز
مسئولیت : پیاده
تاریخ شــهادت : 1362/5/20
مــحل شـهادت : مهاباد
محل تدفین : جوین - روستای بید - گلزار مطهر شهدا
شهید حسین بیدی فرزند محمدرضا در سال 1341 در روستای بید از توابع سبزوار به دنیا آمد . دوره تحصیلی ابتدایی را در روستای زادگاهش گذراند. مدتی به کشاورزی و کمی دامداری مشغول بود و پس از آن برای کار به تهران رفت. برادرش ساکن تهران بود او نیز ساکن تهران شد و به کار خیاطی پرداخت. او جوانی مومن و مذبی بود . به ائمه اطهار (ع) ارادت خاصی داشت. بسیار خونگرم و مهربان و مورد احترام همگان بود چرا که به دیگران احترام می گذاشت .
در آستانه انقلاب اسلامی در راهپیمایی ها و تظاهرات ضد رژیم شرکت می کرد و به خاطر علاقه خاصی که به امام و انقلاب داشت به توزیع عکس و اعلامیه های حضرت امام مبادرت می ورزید . اعلامیه های حضرت امام را به سبزوار می آورد و به در و دیوار روستا نصب می کرد .
حسین در جریان فعالیت های خود سه بار گرفتار ساواک شد ولی جان سالم به در برد. او در کلاس های آموزش قرآن شرکت می کرد و در آموختن احکام و و انجام فرائض دینی اهتمام می ورزید .
ایشان در سن هجده سالگی برای انجام خدمت سرباری خود را به پادگان لویزان تهران معرفی کرد ودوره آموزش نظامی خود را در عجیب شیر تبریز گذراند و بعد دوره تخصصی تکاوری را در علی آباد قم سپری کرد و به عضویت گردان مستقل تکاور ذوالفقار درآمد و بیسم چی گردان بود.
حسین پس از ماه ها حضور در جبهه سرانجام در تاریخ 62/5/20 در منطقه مهاباد و در جریان عملیات والفجر مقدماتی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه شکمش در داخل کانال در حالی که نام مبارک امام حسین(ع) را بر لب داشت به شهادت رسید . پیکر مطهرش را پس از تشییع در روستای زادگاهی (بید) به خاک سپردند .
برادر شهید می گوید: چند سال قبل او را با صورتی نورانی در خواب دیدم . گفتم برادر! تو که شهید شده ای گفت:آری من شهید شده ام ولی در حقیقت زنده ام
