شهید عباس علی کلاتهء
شناسه شهید : 401957
نـام پـــدر : حسین
تاریـخ تولد : 1337/1/1
اصالت : داورزن - روستای کلاته مزینان
سن : 24 سال
شغل : کادر ارتش
مذهب : شیعه
تاهل : متاهل
تعداد فرزندان : 2
تحصیلات : سیکل
وضعیت در سازمان : کادر
مسئولیت : مخابرات
تاریخ شــهادت : 1361/1/5
مــحل شـهادت : کرخه نور
عملیات منجر به شهادت : فتح المبین
شهید عباسعلی کلاته ء فرزند حسین در تاریخ 1337/01/01 در روستای کلاته مزینان از توابع شهرستان سبزوار دیده به جهان گشود. درکودکی قرائت قرآن رادر مکتب خانه روستا آموخت.دوره تحصیلی ابتدایی وراهنمایی رادر زادگاهش باموفقیت سپری کرد،وبعداز مدتی به استخدام ارتش درآمدند. او اوقات فراغت خودرا به خواندن کتب علمی ومذهبی .رسیدگی به امور منزل می پرداخت.عباسعلی بسیار مؤدب ومتین بود به والدین خود احترام می گذاشت ودرانجام امور خانه به آنها کمک می کرد.دربرابر سختیها ومشکلات صبور ومقاوم بود. نسبت به مستمندان ونیازمندان دلسوزی می نمود، درکارهای خیر پیشقدم می شدوقت شناس وامانتدار وباگذشت بود .پدرمحترم شهید می گوید:« ازحقوقی که می گرفت به ما کمک می کرد وهرگاه به اومی گفتیم نیاز نداریم وقبول نمی کردیم بدون اطلاع مبلغی برای ما می گذاشت وبعد ازرفتنش متوجه می شدیم .»ایشان به انجام فرائض دینی ازجمله نماز وروزه اهمیت می داد.به ائمه اطهار (ع) عشق می ورزید ودر مراسم ومجالس مذهبی شرکت می کرد. پدر محترم او می گوید:«عاشق امام حسین (ع) بود ودرماهمحرم مداح اهل بیت (ع) بود ودربرگزاری مراسم روزهای تاسوعا وعاشورای حسینی فعال بود.»او به خواندن قرآن وادهیه علاقه داشت وکلاسهای آموزش قرآن دایر می کردوبه جوانان درس می داد. عباسعلی خدمت سربازی خودرا از طریق ارتش درتهران وکرمانشاه سپری نمود او22سالگی ازدواج نمود.از او یک پسر به نام مصطفی ودختر به نام زینب که درتهران زندگی می کرد. همزمان بااوج گیری قیام مردم انقلابی علیه رژیم ستم شاهی درتظاهرات وراهپیماییها شرکت می کرد ودر جلسات سخنرانی شخصیتهای مذهبی حاضر می شد وگاهی جوانان ونوجوانان رادرمسجد جمع می کرد برایشان سخنرانی می نمود. اوکه عاشق امام وانقلاب اسلامی بود باشروع جنگ تحمیلی از طریق ارتش جمهوری اسلامی به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد و سرانجام درتاریخ 1361/01/05 در منطقه کرخه نور و در جریان عملیات فتح المبین دراثر اصابت خمپاره قطع شدن دست وپایش به فیض شهادت نائل آمد. پیکر مطهرش رابعداز تشییع باشکوهی درزادگاهش به خاک سپردند. پدرمحترم شهید «یک شب خواب دیدم باهم دریک باغ بزرگ وپرمیوه هستیم عباسعلی به من گفت : پدر ین باغ مال توست من گفتم پول آن راازکجا بیاوریم گفت پول نمی خواهد من هم یک باغ شبیه این دارم.»
