شهید مهدی قزازانی
شناسه شهید : 401897
نـام پـــدر : محمدابراهیم
تاریـخ تولد : 1341/1/11
اصالت : سبزوار - شهر سبزوار
سن : 24 سال
شغل : پارچه فروش
مذهب : شیعه
تاهل : مجرد
تحصیلات : دیپلم
وضعیت در سازمان : بسیجی
مسئولیت : تیربارچی
تاریخ شــهادت : 1365/6/11
مــحل شـهادت : حاج عمران
عملیات منجر به شهادت : کربلای2
محل تدفین : سبزوار - شهر سبزوار - گلزار مطهر شهدا قطعه اصلی ردیف5 شماره 3
شهید مهدی قزازانی فرزند محمدابراهیم درتاریخ 1341/01/11 در تهران دیده به جهان گشود. تحصیلات دوره ابتدایی را در آنجا گذراند و بعد به همراه خانوادهاش به شهر سبزوار نقل مکان کردند و تحصیلات خود را تا پایان دوره متوسطه با موفقیت سپری نمود. جوانی مهربان، سخاوتمند، قانع و فداکار بود. به خانواده احترام می گذاشت و در کارها به دیگران کمک می کرد. پدر شهید می گوید: پسرم بسیار قانع و سختکوش بود. با اینکه من خودم خیاط بودم، وقتی برایش لباس نو می دوختم تا زمانی که لباس قبلی اش قابل استفاده بود، لباس جدید را نمی پوشید و آن را به دوستان بیبضاعت هدیه می داد. در هنگام تحصیل نیز در ایام تعطیلی به همراه دوستانش به مناطق جنوب شهر می رفت و در امر خانه سازی به افراد مستضعف و محروم کمک میکرد و گاهی نیز برای جمع آوری محصولات روستاییان به روستاهای محروم می شتافت. در انجام فرایض دینی خصوصاً نماز کوشا و دقیق بود و در محافل و مجالس مذهبی و قرائت و تفسیر قرآن به طور مداوم حضور مییافت. به اهل بیت (ع) عشق می ورزید و در مراسم عزاداری ایام محرم فعالانه شرکت میکرد. به انجام مستحبات مثل غسل جمعه مقید بود. وی قبل از انقلاب اسلامی و با اوج گیری اعتراضات مردم علیه رژیم ملعون پهلوی به همراه دیگر دوستان خود در تظاهرات و راهپیماییها حضور می یافت و به پخش اعلامیه ها و پیام های حضرت امام میپرداخت. او پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در پایگاه بسیج محله و انجمن اسلامی دبیرستان فعالیتهای زیادی انجام میداد. در مراسم نماز جمعه و تشییع جنازه شهدا شرکت می نمود. به حضرت امام علاقه وافری داشت و به خانواده اش توصیه میکرد: پیام رهبر، پیام رهبر، پیام رهبر/ اطاعت از رهبر، اطاعت از رهبر، اطاعت از رهبر/ قدر رهبر، قدر رهبر، قدر رهبر. ایشان برای گذراندن خدمت سربازی از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شد و دوره آموزش خدمت را در زابل گذراند و پس از آن داوطلبانه به جبهه کردستان شتافت. او بعد از پایان دوره سربازی، داوطلبانه و از طریق بسیج به خدمت در جبهه های نور علیه ظلمت ادامه داد و مسئولیتش تیربارچی لشکر ویژه شهداء بود. در روزهای آخر عمر پربرکتش شب ها کمتر می خوابید و بیشتر عبادت می کرد و همواره با لبخندی به خانواده اش می گفت: بیشتر عمرم را در خواب بودم، باز هم باید بخوابم؟ دعایتان این باشد که در بستر نمیرم. ایشان سرانجام پس از سال ها مجاهدت مخلصانه در تاریخ 1365/06/11 در منطقه حاج عمران و در جریان عملیات کربلای ۲ بر اثر اصابت ترکش به سر و پا راستش به فیض شهادت رسید. پیکر پاک و مطهر ایشان پس از تشییع باشکوه، در گلزار شهدای شهر سبزوار به خاک سپرده شد.
