شهید سیدجواد فیض آبادی
شناسه شهید : 401874
نـام پـــدر : سیدحسین
تاریـخ تولد : 1339/2/7
اصالت : داورزن - روستای فیض آباد
سن : 21 سال
شغل : روکوبی مبل
مذهب : شیعه
تاهل : مجرد
تحصیلات : ابتدایی
وضعیت در سازمان : سرباز
مسئولیت : پیاده
تاریخ شــهادت : 1360/6/11
مــحل شـهادت : گیلان غرب
عملیات منجر به شهادت : بازی دراز 2 (شهیدان رجائی - باهنر)
شهید سید جواد فیض آبادی فرزند حسین در سال۱۳۳۹در روستای فیض آباد متولد شد. چون در روز تولد امام جواد(ع) متولد شد نام او را جواد گذاشتند. در کودکی در مکتب خانه ی روستا با قرائت قران احکام اسلام آشنا شد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش با موفقیت گذراند و بعد از آن ترک تحصیل نمود. عازم تهران شد و در کارگاه رنگ کاری دایی خود مشغول به کار گردید،در کنار کار به طور شبانه تحصیلات خود را هم ادامه داد و موفق به اخذ دیپلم شد.
اوقات فراغت خود کتاب های علمی و مذهبی را مطالعه میکرد و گاهی که به روستا برمیگشت در کارهای
کشاورزی و قالیبافی به خانواده کمک میکرد . او جوانی متین،با وقار و صمیمی بود. به بزرگترها خصوصاً والدین خود احترام میگذاشت کمتر عصبانی می شد. بسیار سخت کوش و پرتلاش بود.از اسراف و تبذیر پرهیز میکرد و ساده زیست و قانع بود، از استعداد بالایی برخوردار بود و وظیفه خود را به نحو احسن انجام میداد.
جوانی مذهبی فرائض دینی به ویژه نماز و روزه اهمیت میداد، در نماز جماعت مسجد شرکت میکرد. به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) عشق می ورزید و در مراسم و مجالس مذهبی حضور مییافت. مادر محترم او میگوید: (( محرم عضو هیئت های زنجیرزنی و سینهزنی بود، من نظر کرده بودم چند سالی روزهای تاسوعا
و عاشورا سقایی کند و او نیز قبول کرده بود، گاهی مداحی می کرد و به نوار های مداحی و روضه خوانی بسیار
علاقه داشت .))
در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در تظاهرات و راهپیماییها در سبزوار شرکت میکرد . خانواده خود را نیز
به این کار تشویق می نمود ، افراد مغرض و منحرف نسبت به انقلاب مخالفت میکرد و آنها را به امر معروف
و نهی از منکر می کرد.در جریان قیام مردم تهران در روز ۱۷ شهریور (میدان ژاله) حاضر بود و به مجروحین
آن روز خون اهدا نمود.عاشق حضرت امام و انقلاب اسلامی بود و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در تمام صحنه های انقلاب اسلامی حاضر می شد و در پایگاههای بسیج فعالیت می کرد. در ۱۸ سالگی از طریق ارتش جمهوری اسلامی به خدمت سربازی اعزام شد و در منطقه سرپل ذهاب انجام وظیفه نمود و سرانجام در تاریخ ۱۱/ 06 /۱۳۶۰ در منطقه گیلان غرب و در جریان عملیات بازی دراز 2 بر اثر اصابت خمپاره به فیض
شهادت نائل آمد و پیکر پاک و مطهرش مفقود گردید.
مادر محترم شهید می گوید: ((یک شب خواب دیدم زیر کرسی نشسته ایم ، شهید در حالی که یک سبد پر
از سیب به همراه داشت وارد خانه شد . گفتم این همه سیب برای چی آوردهای گفت اینها همه برای پدر
عزیزم است.))
