کاری که برای خدا باشد خستگی ندارد
وقتی از ماموریت برمی گشتیم و لباس غواصی خود را در می آوردیم، معمولاً ما استراحت می کردیم، اما محمدرضا لباسهایش را تمیز می کرد و مشغول نماز می شد. می گفتیم: چرا استراحت نمی کنی، مگر خسته نیستی؟ می گفت: کاری که برای خدا باشد خستگی ندارد.
