سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

اشک مادر

وقتی جعفر می خواست به منطقه اعزام شود، گفت: مادرجان! من خواب دیده ام که تیری به قلبم اصابت می کند و شهید می شوم. هنگام وداع من به او گفتم : پسرم در اتوبوس کنار پنجره بنشین تا تو را ببینم . اما او این کار را نکرد و دیگر او را ندیدم. بعد از شهادتش، دوستش گفت: در آن هنگام جعفر به من گفت: چون می دانم این آخرین دیدار با مادرم است نمی خواهم اشک های او را ببینم.