سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

رفتن به حمام یا جبهه؟

تقریباً بعد از سه ماه که محمد از جبهه به مرخصی آمد. ما را خام کرد و گفت: دیگر نمی روم و می خواهم درس بخوانم و دیگر نمی روم. بعد از دو روز دیدم ساکش را جمع و جور می کند. به او گفتم: کجا می خواهی بروی؟ گفت: می خواهم با رفیقام بروم حمام. گفتم: ما که در خانه حمام داریم. گفت: نه. رفیقام گفتند: برویم حمام بیرون. بعد ساکش را برداشت و رفت. دخترم گفت: که مادر، با محمد خداحافظی کردی؟ گفتم: خداحافظی برای چی؟ او به حمام رفت و برمی گردد. گفت: نه مادر، او ساکش را برداشت و به جبهه رفت. او به من گفت که به شما چیزی نگویم. بعد من پدرش را صدا زدم و گفتم: برو دنبال او. اما محمد رفته بود جبهه.