سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

سوختن در آتش

یک شب خواب دیدم که غلام علی مجروح شده است و در آتش دارد می سوزد. دوستانش آمدند او را برداشتند و در همان حالت بیهوشی بلند کردند و همانطور او را به بیمارستان بردند. هنگامی که در بیمارستان بهوش آمد از او پرسیدند: می خواهی به خانواده ات اطلاع دهیم که بیایند اینجا یا نه؟ گفت : نه به هیچ کس نگویید که من در جبهه این طور سوخته ام. اگر شما این کار را بکنید آنها مجبور می شوند که بیایند اینجا. من در همین لحظه در خواب جیغی کشیدم و به او گفتم: که تو مجروح شده ای که از خواب بیدار شدم. بعد از یک هفته او مرخصی آمد. دیدم که رویش سوخته است.گفتم: حتماً توی آفتاب این طور شده است. بعد از او پرسیدم:خوب از جبهه بگو؟ غلام علی گفت: خبر خوشی و سلامتی. به او گفتم: چرا این قدر سیاه شده ای. نکند خوابم تعبیر شده است؟ بعد او گفت: تو از من پاک تری آن خوابی که تو دیدی عین همان چیزی است که برای من اتفاق افتاده است.