حمایت از حق سرباز
هنوز سنگرها آماده نشده بود و ما با برادران ارتشی در یک سنگر مشترک بسر می بردیم. آنها به نوبت هر چند ساعت یک سرباز را مامور ریختن آب روی دیوارها ی پوشال می کردند تا هوای مرطوب وارد سنگر شود. غلام علی از این کار آنها ناراحت شد و گفت: این درست نیست که برادران سرباز در هوای گرم کار کنند و ما استراحت نماییم و اصرار نمودند یا باید همه به نوبت این کار را انجام دهیم یا اینکه من در این سنگر نمی مانم. افسر ارتشی اجازه نداد و گفت: باید سربازها این کار را انجام دهند. غلام علی با این اعتراض در هوای گرم سنگر را ترک نمود و رفت در جای دیگر برای خودش یک سنگر کوچک تک نفره درست کرد.
