سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

ما را هم در زیارت فراموش نکنی

حدود ۴ ماه بود که اسماعیل از طرف سپاه به لبنان اعزام شده بود. هر روز جمعه یک نفر از ما به حرم حضرت زینب (س) می رفتیم. آن روز جمعه نوبت من و یکی دیگر از دوستان بود که به زیارت برود. شب قبل از آن در خواب اسماعیل و دیگر دوستمان را دیدم که به من گفتند: فردا تو می روی زیارت حرم زینب (س) ما را هم فراموش نکنی. گفتم: فردا نوبت من نیست. گفتند: نه، تو می روی. صبح که از خواب بلند شدم به طور کلی خوابم را فراموش کرده بودم. فرمانده پیش ما آمد و به دوستم گفت: تو نباید امروز به زیارت بری و به جای تو رضوی می رود. گفتم: این بار نوبت من نیست. گفت: تو اگر نروی، من او را هم نمی برم. ما رفتیم شب بود که به حرم حضرت زینب (س) رسیدیم. در آنجا مشغول زیارت بودیم. خوابم را فراموش کرده بودم. یکی از دوستان در حال نوحه سرای و سخنرانی بود. که به ناگاه یاد اسماعیل و دیگر دوستان به ذهنم آمد، که می گفتند: مگر ما را فراموش کرده ای. درحرم حضرت رقیه (س) هم چنین اتفاقی افتاد. من با خودم که فکر می کردم، فهمیدم این شهدا نمی خواستند که دینی برگردن من داشته باشم، برای همین به من یادآوری می کردند.