سرزمینی سرسبز
پنج یا شش ماه بعد از شهادت پسرم خواب دیدم در سرزمینی بسیار سرسبز هستم که رودهای کوچکی در آن جاری است و اطرافش همه چمنزار است. ناگهان پسرم را دیدم که از بالای کوه به پایین می آمد و عده ای پشت سرش می دویدند تا کنار رودخانه رسیدم، هر چه سعی کردم با او صحبت کنم نتوانستم.
