فرازی از وصیت نامه شهید سیدحسین حسینی باغخیراتی : اگر من روزگارى مستغرق گرداب گناه غرور بودم، شما بخشاينده گناه من باشيد كه از همه گستاخى ها و شوخ چشمى هاى خويش در پرده…
در آخرین مرخصی اش به همراه هم برای جمع آوری هیزم به صحرا رفتیم. در حین بازگشت او گفت: پدرجان! خدا عاقبت این هیزم ها را بخیر کند. اتفاقاً از همان هیزم ها در عزای او استفاده کردیم. به راستی که آن هیزم ها عاقبت به خیر شدند.