حال من خوب است
بعد از شهادت پسرم علی اصغر شبی خواب دیدم که به خانه آمده است . از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم. جلو رفتم و به او گفتم علی اصغر پسرم تورا در خواب می بینم یا در بیداری؟ مگر دست و پایت قطع نشده بود عزیزم؟ علی اصغر گفت مادر جان مرا در بیداری می بینی. چرا این قدر بی تاب هستی و گریه می کنی؟ من حالم خوب است . نگران من نباش.
