فرازی از وصیت نامه شهید سعید خسروجردی : خدایا! اینک که جانم را نیز در این راه نثار می کنم، باز این تویی که این منت را بر سر من می نهی، در…
حسن زخمی شده بود سریع به کنارش رفتم تا کمکش کنم . ولی او به من گفت: مرا رها کن و به حمله ادامه بده. وقتی اصرار مرا دید، چفیه اش را بر روی صورتش کشید تا من از رویش خجالت نکشم.