کت خونی
قرار بود از تهران به مشهد برود. کتش را در خانه بر روی چوب لباسی جا گذاشته بود.بیشتر شبیه پیراهن عصمان بود تا کت پر از لکه های خونی و سوراخ های ریز و درشت کت را برداشتم و شستم. وقتی از مشهد برگشت سراغ کتش را گرفت. گفتم پسرم کت را برایت شسته ام ولی چرا این قدر خونی و پاره بود؟ وقتی نگرانی مرا دید گفت مادر جان کت برای من نیست . اما در آینده متوجه شدم که کت برای خود محمود بوده و بدن پسرم پر از ترکش بوده است و برای عمل به مشهد رفته بود.
