هرچه خدا بخواهد، همان می شود
جعفر در مدت سربازی دو دفعه مجروح شده بود. بعد از مجروح شدنش، دوباره می خواست به جبهه برود ولی من مانع رفتن او شدم. اما او با همان حالت زخمی خود به جبهه رفت. او می گفت: مادر جان ! هرچه خدا بخواهد همان می شود، ما که نمی توانیم مانع کار خدا شویم. من به خدا توکل می کنم و به این راه می روم تا به درجه رفیع شهادت نایل گردم.
