سامانه شهدای دیار سربداران تعداد شهدای دیار سربداران 2017 نفر

شاد کردن دل پدر بزرگ و مادربزرگ

بار هشتمی که به مرخصی آمده بود، هنوز زخم دستش خوب نشده بود و اغلب کسی ایشان را به حمام می برد تا کمکش کند که بدنش را بشوید. یک روز که من برای کمک به ایشان با وی به حمام می رفتم در بین راه به من گفت: جعفرجان! تو به خوبی می توانی دل پدربزرگ و مادربزرگ را شاد کنی، راستش من این دفعه به خاطر دستم به مرخصی آمدم، دو بار دیگر هم می آیم و شما را دیدار می کنم ولی دفعه سوم دیگر برنمی گردم زیرا اگر خدا بخواهد شهید می شوم. از تو می خواهم که با حرف های شادی که می زنی دل پدربزرگ و مادربزرگ را شاد کنی تا شاید مرا از یاد ببرند.