فرازی از وصیت نامه شهید محمود عبدالله زاده سریش : پدر و مادرم، می دانم که شما آرزوی دامادی مرا داشتید. باورکنید کفنم لباس دامادی من و قبرم خانه جدید من است و تلقین من…
حسن سر کار که رفته بود در ارتش بود و مرخصی به او نمی دادند، پدرم می گفت: برو استعفایت را بنویس. او می گفت: پدر دو دفعه استعفا نوشته ام، قبول نکردند. پدر می گفت: اگر شهید شوی چکار کنیم؟ او می گفت: شهادت، کار هر کسی نیست.