حوض کوثر
شبی که علی به شهادت رسید، خواب دیدم که علی به من گفت: مادرجان! یک لیوان آب به من بده، به او دادم. گفت: بیا اینجا را نگاه کن، لباس سربازی به تن داشت با او رفتم یک درخت گل و یک درخت انجیر بود. پس جایی را به من نشان داد و گفت: مادرجان! حوض کوثر که می گویند همین است، آب بسیار زلالی داشت.
